مالیخولیا چیست و 4 دلیل ابتلا به آن
مالیخولیا (Melancholia)، که بهعنوان افسردگی مالیخولیایی نیز شناخته میشود، یکی از انواع پیچیده و شدید افسردگی است که ویژگیهای خاص خود را دارد. این اختلال برخلاف افسردگی معمولی، ویژگیهایی دارد که باعث میشود درمان آن چالشبرانگیزتر باشد. در حالی که بهعنوان یک بیماری روانی مجزا دیگر شناخته نمیشود، هنوز هم در میان روانشناسان و روانپزشکان بهعنوان ویژگیای از افسردگی اساسی شناخته میشود. این اختلال بهطور خاص بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر میگذارد و افراد مبتلا به آن احساسات و رفتارهای شدیدی را تجربه میکنند که زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. در این مقاله به بررسی دقیقتر این اختلال، علائم، دلایل ابتلا، انواع آن، عوارض و روشهای درمان خواهیم پرداخت.

مالیخولیا چیست؟
مالیخولیا بهعنوان یک نوع خاص از افسردگی اساسی، یکی از شدیدترین و پیچیدهترین اشکال افسردگی شناخته میشود. این اختلال بهطور ویژه بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر میگذارد و میتواند باعث تغییرات شدید در رفتار، خلق و خو و عملکرد فردی شود. این اختلال در ابتدا بهعنوان یک اختلال مستقل شناخته میشد، اما اکنون بهعنوان یکی از ویژگیهای افسردگی اساسی (MDD) در نظر گرفته میشود.
افراد مبتلا معمولاً احساسات شدید ناامیدی، غم و بیارزشی را تجربه میکنند که این احساسات معمولاً بهطور پایدار ادامه دارند. این اختلال میتواند باعث کاهش شدید انرژی، بیعلاقگی به فعالیتهای روزمره و حتی افکار خودکشی شود. از آنجایی که این اختلال ویژگیهای متفاوتی نسبت به افسردگی معمولی دارد، معمولاً نیاز به درمانهای ویژه و تخصصی دارد.
علائم مالیخولیا چیست؟
افراد مبتلا به افسردگی مالیخولیایی معمولاً علائم شدیدی از افسردگی را تجربه میکنند که بهطور خاص با ویژگیهای مالیخولیایی همراه است. علائم مالیخولیا میتواند شامل موارد زیر باشد:
- غم مداوم و شدید: افراد مبتلا احساس غم شدید و بیپایانی دارند که ممکن است هفتهها یا حتی ماهها ادامه یابد.
- از دست دادن علاقه به فعالیتها: افراد دیگر نمیتوانند از فعالیتهایی که قبلاً لذتبخش بودهاند، لذت ببرند.
- کمبود انرژی و خستگی: احساس ضعف شدید و عدم توانایی در انجام کارهای روزانه معمول است.
- افکار منفی و خودانتقادی: افکار منفی شدید مانند احساس بیارزشی و گناه معمول است.
- اختلالات خواب: خواب بیش از حد یا کمبود خواب از علائم رایج این اختلال است.
- کاهش یا افزایش اشتها: تغییرات قابل توجه در الگوی غذا خوردن مانند از دست دادن اشتها یا افزایش شدید آن.
- افکار خودکشی یا مرگ: افکار و اقدامات خودکشی از نشانههای جدی و خطرناک این اختلال هستند.
- رفتارهای غیرمعمول: از جمله کند شدن حرکتها یا صحبت کردن، تغییر در نحوه نگاه کردن به دیگران و غیره.
این علائم میتوانند بر کیفیت زندگی فرد تأثیر منفی بگذارند و نیازمند درمان فوری و جدی هستند.
دلایل ابتلا به اختلال مالیخولیا
مالیخولیا، همانند سایر انواع افسردگی، میتواند از ترکیبی از عوامل ژنتیکی، زیستی، روانی و اجتماعی ناشی شود. در اینجا به بررسی برخی از این دلایل میپردازیم:
- دیدگاه زیستی: تغییرات در مغز و غدد مختلف میتواند باعث ابتلا به این اختلال شود. بهویژه تغییرات در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) که مسئول تنظیم هورمونها و واکنشهای استرسی است، میتواند به بروز این اختلال منجر شود.
- دیدگاه شناختی: الگوهای شناختی ناسالم و افکار منفی مزمن یکی از عوامل کلیدی در بروز این اختلال هستند. افرادی که بهطور مداوم به خودشان منفی فکر میکنند و توانایی دیدن جنبههای مثبت زندگی را ندارند، بیشتر در معرض ابتلا به این اختلال قرار دارند.
- دیدگاه روانکاوی (فروید): از دیدگاه فروید، این اختلال نتیجه سرکوب خشم است. افرادی که احساسات سرکوبشدهای از کودکی دارند، مانند از دست دادن محبت یا فقدان والدین، ممکن است این احساسات را بهجای ابراز به دیگران، به سمت خود هدایت کنند.
- دیدگاه رفتاری: در این دیدگاه، این اختلال بهعنوان یک نتیجه از تقویت منفی در زندگی فرد شناخته میشود. مواجهه مداوم با مشکلات و ناکامیها ممکن است فرد را به این اختلال دچار کند.
مالیخولیا: وقتی اندوه به بخشی از هویت تبدیل میشود
انواع مالیخولیا
این اختلال انواع مختلفی دارد که میتواند بر اساس ویژگیها و علائم آن دستهبندی شود. این انواع شامل:
- کلاسیک: حالت شدید افسردگی با علائم برجستهای مانند کاهش شدید اشتها، اختلالات خواب، و احساس گناه و بیارزشی.
- درونزاد: این نوع بیشتر بهخاطر خستگی شدید، کاهش انرژی و اختلالات خواب شایع است.
- روانزاد: شامل ویژگیهای روانپریشی مانند توهم و هذیان است.
- اضطرابی: ترکیب افسردگی و اضطراب که موجب ترس و نگرانی دائمی میشود.
- آتیپیک: که معمولاً با علائمی چون افزایش اشتها و وزن و خوابآلودگی زیاد مشخص میشود.
- پس از زایمان: که پس از تولد نوزاد ایجاد میشود و ممکن است به شدت توانایی مادر در مراقبت از نوزاد را تحت تأثیر قرار دهد.
عوارض مالیخولیا
اگر این اختلال درمان نشود، میتواند عوارض شدیدی به همراه داشته باشد. این عوارض شامل:
- افکار خودکشی: یکی از خطرات اصلی این اختلال، افکار خودکشی یا حتی اقدام به خودکشی است.
- اختلال در روابط اجتماعی: افراد مبتلا معمولاً از ارتباط با دیگران خودداری میکنند و این میتواند به انزوا و کاهش حمایتهای اجتماعی منجر شود.
- مشکلات شغلی و تحصیلی: کاهش تمرکز و انرژی میتواند عملکرد فرد را در محیطهای شغلی و تحصیلی بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد.
- مشکلات جسمی: علاوه بر علائم روانی، دردهای عضلانی و اسکلتی نیز ممکن است در این اختلال مشاهده شود.
درمان مالیخولیا
درمان این اختلال معمولاً به ترکیبی از داروها و رواندرمانی نیاز دارد. برخی از روشهای درمان شامل:
- دارو درمانی: داروهای ضدافسردگی سهحلقهای (TCAs) معمولاً برای درمان این اختلال تجویز میشوند.
- رواندرمانی: گفتار درمانی به فرد کمک میکند تا افکار منفی را شناسایی کرده و آنها را تغییر دهد. این نوع درمان بهویژه در پیشگیری از بازگشت علائم مؤثر است.
- گروهدرمانی: مشارکت در گروههای درمانی میتواند به فرد در بهبود مهارتهای اجتماعی و کاهش اضطراب کمک کند.
- طب سنتی: استفاده از گیاهان دارویی مانند زعفران، گل گاوزبان و سنبلالطیب نیز بهعنوان مکمل درمانهای مدرن مورد استفاده قرار میگیرد.
- درمان با الکتروشوک(ECT): در موارد شدید که سایر درمانها مؤثر نباشند، این روش میتواند به تنظیم مواد شیمیایی مغز کمک کند.

جمعبندی
مالیخولیا یک نوع شدید و پیچیده از افسردگی است که میتواند تأثیرات زیادی بر کیفیت زندگی فرد بگذارد. تشخیص دقیق و درمان سریع این اختلال بسیار مهم است. در صورتی که فردی علائم این اختلال را تجربه کند، توصیه میشود که بهمتخصص روانشناس در رشت مراجعه کرده و درمانهای لازم را شروع کند.